سه شنبه, بهمن ۲۰م, ۱۳۸۸
معاریض
بَعد کسی هست بداند آدمهایی که پذیرفتهاند «نظام جمهوری اسلامی اهل خیانت در آرای مردم نیست» وُ باور کردهاند استبداد رای، اسمِ احمدینژاد را به عنوان رئیسجمهور از صندوق بیرون آورده، شب نتیجهی انتخابات کاردشان میزدی خونشان نمیریخت بیرون – چند وقت خواب و خوراک نداشتند، وَ این وقتها از این که در وُ دیوار پرُ از فحش و فضیحتهای خـطخوردهست غمباد میگیرند، دِق میکنند از دیدنِ دزد و پلیس بازیها وُ بزن و بُکشهایی که پاسدارها با مردم راه انداخته اند ، … کابینه را نه نامشروع میدانند، نه کار بلد و کارآمد و کاردرست، مشارکت منتقدانه با دولت دهم به نفعِ ثبات اقتصادی را بیشتر از گز کردن انقلاب تا آزادی میپسندند، آدمهایی که به مثال روز قدس مرگ بر اسرائیل گفتهاند وَ از اینکه چند خیابان آنطرفتر گاز، اشکِ رفقاشان را در آورده دلخورند، حالشان از نبود روزنامههای بهدرد بخور بهم خوره وُ اعتمادشان به بیبیسی بیشتر از بیستوسی شده، دلشان میتپد وُ تنگ شده باشد برای «استقلال – آزادی – جمهوری اسلامی» وَ برای «علی نیکویی» و «شهاب طباطبایی»، کسی میداند اسمشان چیه این آدمها ؟ سبزِ کمرنگ مثلا ؟ بیرنگ ؟ رنگارنگ !؟
در سه شنبه, بهمن ۲۰م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۷ ب.ظ:
علی جان برادر عزیزم تز استقلال آزادی جمهوری اسلامی تو این ۳۰ سال جز فقر و بدبختی برای مردم چی ارمغان آورده اینهمه گفتیم مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسراییل جز اینکه نفرت این دولتها رو از خودمون بیشتر کردیم چی شد؟ مسئولین دولت مت فقط به ریش ما میخندن که ۳۰ ساله مارو هالو و خر گیر اوردن که به هر بهونه ای مرو بکشن به خیابونا و شعار به قول خودشو ن ضد استکبار بدیم بابا یکم فکرتونو بازکنین مردم ما بیدار شدن دیگه جمهوری اسلامی نمیخوان شعار ما اینه استقلال آزادی فقط جمهوری ایرانی
در سه شنبه, بهمن ۲۰م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۵۷ ب.ظ:
از اسم ها آدم بیزار می شود…
و چقدر سخت شده پشته این اسم ها حرفه بعضی ها را شنیدن…
در پنجشنبه, بهمن ۲۲م, ۱۳۸۸ در ۶:۵۲ ب.ظ:
اسم میخواهی چکار. بشاش بهشان فقط.
در پنجشنبه, بهمن ۲۲م, ۱۳۸۸ در ۶:۵۳ ب.ظ:
ر به ر بشاش علی جان.