جمعه, دی ۲۵م, ۱۳۸۸
خشایار

خشایار عزیزم، تلخی و سنگینی پیشامدهایی که در بیستسالگی من و سالِ بیست و دومین زندگیاَت، به رویا وُ امید ما طعنه زدهست، مجال نمیدهد که حرفهای خوبخوب بنویسم وُ آرزوهای خوبخوب داشته باشم؛ گیرم تولد کسی باشد که حرف زدن با او خوب است، حرفهای او خوب است، دوستیاش خوب است، وَ همهچیزش.
شمعهای کیک تولدمان، سال به سال بیشتر میشود و آروزهایمان، کمتر، کوتاهتر، دورتر. … بُگذار اما، به بهانهی روزِ اولِ بیست و سه ساله شدنت، ته دل خـودم وَ توی گوشِ خدا چند آرزو بخوانم …، بـاور کن هیـچوقت بـاور نکردم زندگی بـناست هـمینطـور که هست بمـاند، خـوش نشود.
… آمین.
پی:
» خشایار : بیستوپنجم دیماه
» سپیده : نامه – پانزده
در جمعه, دی ۲۵م, ۱۳۸۸ در ۹:۵۷ ق.ظ:
زندگی همینطوری نمیمونه مطمئن باش یه روزی بهتر میشه فقط باید قوی بود و امیدوار
در جمعه, دی ۲۵م, ۱۳۸۸ در ۹:۵۸ ق.ظ:
راستی تولدش مبارک :)
در جمعه, دی ۲۵م, ۱۳۸۸ در ۷:۳۲ ب.ظ:
شما و تمام هم مانندان شما و از جمله خودم ، شکر قهوه ای رنگ میل کنید که آرزو هاتاو کم تر و … . خشایار زند یاور ، تولدت مبارک
در جمعه, دی ۲۵م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۵۵ ب.ظ:
من الان یک عذاب وجدان دارم که بهت اون اس ام اس رو زدم خب. منو ببخش. اصلن من نمی دونم کی چند سالشه خشایار بیست و دو سالشه یا بیست و سه . علی علی علی
در شنبه, دی ۲۶م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۵۳ ق.ظ:
خشایار جان تولدت مبارک ، شومپختا :)
در شنبه, دی ۲۶م, ۱۳۸۸ در ۱:۵۵ ق.ظ:
امشب هم از همه ی سالروز ها کوتاه تر بود…….فقط دلخوش به خوب بودنش بودیم…..
علی بحرانی……….چقدر خوبه که تو هستی….و کلمه های بی افاده و پز تو!!!!
در شنبه, دی ۲۶م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۹ ق.ظ:
( کاش این یگانگی را میشکستید، کاش باشند در میان شما کسانی که سکوت میشکنند و سنگ نمی اندازند و لگد و مشت نمیزنند. من در جستجوی اینان در تمام جهان خواهم گشت ) … !!!
در سه شنبه, دی ۲۹م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۵۵ ق.ظ:
…
در سه شنبه, دی ۲۹م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۷ ب.ظ:
tavalod tavalod tavalodet mobarak….
در چهارشنبه, دی ۳۰م, ۱۳۸۸ در ۱:۰۸ ب.ظ:
همیشه فکر می کردم بیست سالگی تاجدار همه ی عمر من است. خب ما همیشه دنبال بیست بودیم. ۲۰ یعنی بهترین.
حالا می بینم این تاج کاغذی از آتش است. مغزم را سلول های خاکستری مغزم را ذره ذره می سوزاند . خیالات ۲۰ سالگی!!!
در شنبه, بهمن ۳م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۰۶ ق.ظ:
یعنی بهمن خواهد آمد باز؟؟
زندگی نقطه چین لحظات ماست تولد ایشان البته مبارک شما هم یه کروشه باز کن بشین تو نقطه چین اگه دلت رو نزد….
در سه شنبه, بهمن ۶م, ۱۳۸۸ در ۳:۴۶ ب.ظ:
دقیقا بعده بیست می فهمی چقدر عدد توی دنیاست که تجربه نکردی…
و بیشترشو تقریبا تجربه نمی کنی…