یکشنبه, دی ۲۰م, ۱۳۸۸

چـند روز بعد از قُـبا

شیرازی​ها اگر نگاهی به تقویم نیندازند، از خانه که پا به کوچه می​گذارند، شال و کلاه نخواهند کرد، وَ دنیا را اشتباه می​گیرند با  روزهای خرداد که آفتابِ ملایمی دارد و شهر از عادتِ حادثه پُر است.

… کم​ترچـیزی در این زمستـانِ بی​برف وُ باران سرِ جـای خودش نـشسته؛ وَ اگـر ریـش وُ چـفیـه​ی همیشه​شان نبود وُ صدای ویـراژ مـوتورهاشان را نـمی​شناختیم، هـیچ باورمان نمی​شد آن​ها که قصدِ آتش زدنِ «مـسجد آتـشـی​ها» را کرده​اند، سـنگ​ وُ چـماق​شان شـیشه​ها و حرمـتِ بیـتِ «آ سید عـلی​مـحمد» را شکسته، آن​ها که از دسشتان تـرانـه​ی «… جمعه​ها خون جای بارون می​چکه» را زمـزمه مـی​کـنیم،​ همـان​هایی هـستند که در صـفِ نمـاز جـمـعه، شانه​ به شانه​اشان نیت مـی​کردیم، دوسـتشان داشتیم وُ صـدایـشـان مـی​زدیـم: «بـرادر»

علی بحرانی | جامعه, روزانه | ۱۱ نظر

بالا

۱۱ نظر
برای چـند روز بعد از قُـبا

  1. در یکشنبه, دی ۲۰م, ۱۳۸۸ در ۸:۴۶ ب.ظ:

    … ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم. و به دی ماه پر از حادثه. و به سال پر از حادثه​ی اصلاح الگوی مصرف.

  2. در سه شنبه, دی ۲۲م, ۱۳۸۸ در ۹:۲۹ ق.ظ:

    و چقدر این کسانی که برادر صدایشان می زدیم بی معرفت بودند

  3. در چهارشنبه, دی ۲۳م, ۱۳۸۸ در ۱:۵۰ ق.ظ:

    برادر هیچ خاطرش نیست اما … هی…

  4. سپیده

    در چهارشنبه, دی ۲۳م, ۱۳۸۸ در ۳:۵۷ ب.ظ:

    من یاد گرفتم آهنگ جمعه رو با ساز دهنی

  5. در چهارشنبه, دی ۲۳م, ۱۳۸۸ در ۴:۰۶ ب.ظ:

    شاید داریم چیزهایی که کاشتیم یا کاشته اند را داریم درو می کنیم.
    دلم دروغ می خواهد…!! به روزم

  6. در چهارشنبه, دی ۲۳م, ۱۳۸۸ در ۶:۳۱ ب.ظ:

    سال ۸۸ سیاه ترین سال عمرم بود.۲۰ سالگیم. از هر زاویه که نگاش کنی سیاه.سیاه .
    کاش از این سیاهتر نباشه دیگه!

  7. یک برادر :)

    در پنجشنبه, دی ۲۴م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۴۵ ب.ظ:

    اخوی جسارتا شما کجای نمازجمعه وامیسادی نیت می کردی کنار برادران که مشاهده نمیشدین؟!!! ببین نمازجمعه همونه که روزای جمعه تو مصلا برگزار میشه ها !!! با برنامه دیگه ای اشتباش نگیری …. بعدشم جسارتا می تونم تصاویری از چماق به دستای آتیش بزن مشاهده بفرمام ؟؟؟ احتمالا چماق بدستای دستغیبی رو صرفا به دلیل شباهت ظاهری با انصار حزب الله اشتباه گرفتین …. بیشتر دقت کن …. در ضمن آقای شریعتی هم سلام شما و همه اهالی اسلام لیبرالی و در موقع لزوم احیانا فاشیستی رو رسوند!!! امان ازین شیراز که از قدیم علی محمد مشکل دار داشته … علی محمد باب … علی محمد …. و… انشالله که از حامیان شون نباشیم… التماس دعا اخوی ;-)

  8. سپیده

    در پنجشنبه, دی ۲۴م, ۱۳۸۸ در ۱:۳۳ ب.ظ:

    التماس دعا به خودت !

  9. در پنجشنبه, دی ۲۴م, ۱۳۸۸ در ۶:۲۸ ب.ظ:

    یک – جسارتا بنده معتقدم شرکت در نماز جمعه، نه برای کسی فضیلت میآره و نه حق. که اگر نماز بر جوانمردی اولویت داشت، امام علی (ع) باید اقتدا میکرد به خوارج. و امام فقیدمون مشی طالبانیسم پیشه می​کرد بی​شک. سخن​شناس نه​ای جان من.
    به اختصار بگم برای آزادی، استقلال و جمهوری اسلامی، نه تنها قبا و شما در کنار هم جنگیدید که شیعه و سنی و صوفی، مسیحی و یهودی، بلشوئیک و سکولار و لیبرال، کنار هم،​ شانه به شانه جنگیدن، خون دل خوردن و اشک چشم ریختن – که شاید روزی شمه​ای جمهوریت و اسلامیت در این مملکت همیشه استبداد زده دیده بشه.
    برای اون​ها که پایبند و علاقمندند به جمهوری اسلامی، احساس غم​آلوده​ایه، وقتی می​بینن، اسلامیت به پای جمهوریتی دروغی فدا میشه و جمهوری به بهانه​ی اسلام. تا اون​جا که گروه اقلیت حاکم، تاب حرف حق رو از دست دادند، چه از دهان آسیدعلی محمد باشه، چه سخنی که از بیت امام نقل بشه.

    دو – بنده اگر در نماز جمعه میون برادرا دیده نشدم، لابد دوربین​های شما بارها تصویر منو گرفته در جمع کسایی که تابلوی دفتر آیت​الله صانعی رو تخریب کردن، به بیت​ آیت​الله دستغیب جمله کردند و از آتش زدن مسجد به قول ذهن – و فعل- دشمن​پرورتون: ضرار، صحبت می​کردند، و این​ها رو دیدم. و توهین و تهمت و ناروایی که ولدان ناخلف جمهوری اسلامی در لشکرکشی خیابونیشون جلوی درب​های بسته​ی مسجد قبا فریاد می​زندند رو شنیدم. به چشم دیدم نجابت مسجد نشین​های حامی آسیدعلی محمد رو، و درایتی که از روحانی شجاع مسلمان میشه انتظار داشت، در به آرامش دعوت کردن طرفدارانش، مبادا … .
    شاید اگر دوربین دوستان خبرنگار ما که برای روزنامه​های شیراز عکس​ برمی​دارن، توسط انصارحزب​اللهی​های شما که سال​هاست به صرف داشتن ریش و کارت بسیج نخود آشِ هرجا و هرساعتی شده​ن، ضبط و شکسته نمی​شد، و اگر خبرنگارها از فضای امنیتی که از اذهان متوهم راست​های جوان در جامعه ایجاد شده، وحشت نداشتند و اجازه انتشار آزاد یادداشت​ها و عکس​هاشونو به خودشون می​دادن، شاید می​شد چند تا عکس از “چماق به دستای آتیش بزن” این​جا بگذارم.

    سه – و در آخر، اگر ما کارکردی شبه سکولار از جمهوری اسلامی توقع داریم، به​این سببه که عمل توتالیترگونه​ی دولت و دیگر قوا، در راستای اجرای قانون اساسی و احقاق حقوق همه​ی ملت رو نه تنها برای مردم و نظام مثبت نمی​بینیم، که به گمان من، هیچ پدیده​ای تا امروز به قدر کردانیسم، مشائیسم و کیهان​مداری، هیچ​وهله​ای به قدر افراطی​گری و تمامیت​خواهی این​چندساله​ی اصولگراهای تازه به دوران رسیده، ماهیت و هدف نظام اسلامی​مون رو به استهزا نگرفته و به قهقرا نمی​کشونه.
    سلام ما رو به آقای شریعتی برسونید.

    والعاقبه للمتقین.

  10. ری :علی بحرانی - پاسخی برای یک برادر :)

    در جمعه, دی ۲۵م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۳۰ ق.ظ:

    اول که رفاقت به جای خودش محکم و استواره و اینجا صرفا مناظره و مباحثه ای سیاسی مخلوط با دین بیش نیست این رو صرفا جهت دوستانیتون میگم که گه گاه در شبکه عظیم اجتماعی فیس بوک سبزشون ادب مرد که به از دولتشان می باشد را فراموش می کنند و اسباب زحمت ریموو را برای علی جان مهیا می نمامیند … صرفا جهت پیشگیری عرض نمودم.

    یک : بنده صحبتی از حق و غیر حق اصحاب جمعه ننموده و صرفا پیرامون دوشادوشی شما مطلبی عرض کردم که این جواب شما خود گویا و تاکیدی بر فرمایش قبلی بنده بود ظاهرا و تجدید نظری در صحبت قبل جنابعالی و تنها نکته ای باب خوارج عرض کنم که فراموش نشود ریشه در گمراهی از ولایت بود صرفا که خود حدیث مفصل بخوان ….

    نکته بعدتر اینکه همه کسانی که دوشادوش انقلابیون و ملت جنگیدند و شکنجه کشیدند و مبارزه نمودند اجر هیچ کدامشان تا زمانی که حس برتری و حق بیشتری داشتن ، نداشتند و ندارند کماکان پا برجاست و اما کسانی که غیر از این شدند هم در این ۳۰ سال مقدس و حتی در زمان حیات مبارک حضرت امام مشاهده فرمودید ( البته اگر خدای نکرده ختم الله علی قلوبهم و علی سمعهم و علی ابصارهم ) نباشید که انشالله نیستد ،که چگونه بعضا همه اجر خود را به پشیزی از حب قدرت و برتری فروختند و غفلت از خدا و دین کامل خداوند ، اسلام عزیز ، باعث شد حتی در مقابل روح خدا خمینی کبیر نیز شمشیرهایشان را از رو بندند که بستند و صد البته که هر کدامشان اعم از زنده و مرده در زباله دانهای تاریخ باید جستجویشان نمود .

    مگر نبود زندانی های مجاهدین خلق در قبل از پیروزی انقلاب ؟ چه شد ؟!!! مگر توده ای ها نیز مبارز نبودند ؟
    مگر نبود امثال بنی صدر ملعون که سید بودن شان نکته ای از ابهامات جنابعالی و دوستان سِید دوستتان نِیز هست ، که از همراهان خمینی کبیر بود !!!
    مگر همین امام که امروز سردمداری راهش توسط شماها گوش زمینیان را کر کرده پیرامون عقیده کثیف لیبرالی نفرمود :
    “” اگر خدای متعال عنایت نفرموده بود و مدتی در حکومت موقت باقی مانده بودند،اسلام عزیز چنان سیلی از‎ این‎ ستم‎کاران می‎خورد که قرن‎ها سر بلند نمی‎کرد”"

    مگر پیرامون منتظری ملعون که داغش هنوز بر دل بی بی سی و بالاترین و صدای آمریکاست و متاسفانه بعضا جریان مدعی خط دروغین امام خمینی و راستین امام موسوی ، نفرمودند :
    “” از آن‎جا که ساده لوح هستید و سریعاً تحریک میشوید در هیچ کار سیاسی دخالت نکنید، شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد”"
    و این پیر نادان و احمق که خداوند عذاب قبرش را زیاد نماید که آنچنان خونی بر دل امام کرد که تاریخ گواه همیشگی آن است :
    “” از خدا میخواهم که به پدر پیر مردم عزیز‎ ایران صبر و تحمل عطا فرماید و او را بخشیده و از‎ این‎ دنیا ببرد تا طعم تلخ خیانت دوستان را بیش از ‎این‎ نچشد… “” (فروردین ۶۸ – نامه امام به منتظری ملعون )

    علی جان … در لابلای مطالعاتت گه گاهی سری به تاریخ بزن و ببین چگونه ” زبیر ” که لقب “” سیف الاسلامش “” به سبب مجاهدات و مبارزاتش لقبی منحصر به فرد از جانب پیامبر اسلام (ص)بود چگونه به موجودی پست در قبال ولایت امیرالمومنین علی (ع) تبدیل گشت ….

    آری … صفحاتی را بخوان که طلحه …. این ” طلحه الخیر” خاتم الانبیا چگونه راه جهنم را به اصحاب مولا علی نشان می داد …
    و چگونه ابوبکر این یار با وفای پیامبر به پیرمردی نادان و معمارخشتی کج در بنای مقدس ولایت در اسلام شد.
    و یادت باشد جمله از روح خدا …:
    “” میزان حال فعلی افراد است . “”

    نکته دوم ::
    ” موسوی گوساله اعدام باید گردد ” ، ” کروبی بی سواد ، عامل دست موساد “”
    این جمله هایی بود که اگرچه عده ای نخواستند بشنوند اما به هرحال از بطن خیابانهای تاریخ ساز تهران بلند و در تاریخ همیشه سربلند جمهوری اسلامی ثبت شد.
    می دانی این نتیجه چیست ؟؟؟!
    آن زمان که هر توهینی و تمسخری از جانب حامیان جنبش لجنی به هر مقدسات و مقاماتی ماه هابه گوش می رسید باید چشم انتظاری روزهایی را می کشیدید که اینچنین زخم نمک خورده ملت جنگ دیده و شهید داده و عذاب کشیده از استکبار این چنین خون به جوش آورد و چه زیبا فرمود :
    ” این گردباد ها که به غیرت در آمدست… تسلیم رهبرند که طوفان نمی کنند “”

    و وای بر آن روزی که ولایت زمان آرامش را از من و امثال من درخواست ننماید تا آنگاه تابلو دفاتر مراجع استکباری که چه عرض کنم خود انها را نیز در اتش قهر خود خواهیم سوزانید تا تاریخ بداند و در آن بماند که این بار مکر عمروعاص بچه گانه تر از ان است که قرآن های بر نیزه بر افراشته اندکی تزلل در دلهای روشن اهل ولا ایجاد نماید.
    فراموش نکن که آتش این فتنه شوم به دست خودتان روشن گشت و آن زمان که مسجدی در تهران در آتش کینه توزان از اسلام و نظام اسلامی و ولایت می سوخت باید این چنین روزهایی را می دیدید

    علی جان …. ۷ ماه شوم ثابت کرد که این ژست های بظاهر آرام و مدافع پرهیز از خشونت و …که امثال تو همیشه داعیه دار آن بودند چگونه دروغین از آب درآمد پس حرف از چماق و آتش نزن که تاریکی شب گذشته و خورشید همه چیز را بر ملا ساخته است .هر چند در ابتدای امر تنها نور آتش فتنه بود که شروع به نشان دادن چهره های خبیث و به قول رهبری معظم انقلاب ، دندانهای با غیض به هم فشرده شده و دهان های با غضب گشوده شده علیه اسلام و انقلاب و امام و همه کسانی که به این حرکت دلبسته اند رو آشکارا نشان داد و پرده های نفاق و ریا را به زیبایی کنار کشید.

    و اما نکته سوم جمهوری اسلامی …. این یادگار سالها زجر و مبارزه مردان خدا و در راس آن خمینی کبیر که بحق فرمود : ” جمهوری اسلامی نه یک کلمه بیش و نه یک کلمه کم ” ، امروز به فضل خدا ما فرزندان روح خدا و سربازان ولایت و به قول شما ” ملت ساندیسی ” و به قول تو همان ۲۰ هزار نفر حکومتی !!!!! که دیدی اونقدر محکم و استوار ایستادیم تا نامحرم و نااهلی از هر جنس و حزبی نتواند ذره ای به اسم و عنوان زیبا اما مضحک ضربه ای به این درخت تنومند وارد نماید …. اگر گمانت بر این است که روزگاری بر خواهد گشت که حرامیانی به امثال گنجی و مهاجرانی و اشکوری و سروش و …. کرسی و قلمی بر روی خون شهیدان دوباره پیدا خواهند نمود تا ندای سکولار و جمهوری بدون اسلام و یا به انزوا کشیدن ولایت مطلقه فقیه از دهان و قلم کثیفشان به گوش رسد ، جمله ای جز زهی خیال باطل برایت پیدا نمی کنم.

    و اما مسجد …. افتخار می کنم که کلمه ضرار را مدتها پیش از این پیرامون این مسجد بکار بردم و از این تاریخ شناسی خود و هم فکرانم لذت برده و می برم . پایگاهی که در آن از بیت المال موقوفی ملت مسلمان در راه حزب و حزب بازی هزینه گردد و همه تلاش خود را در جهت اسلام بدون ولایت و یا همان لیبرالی که به گفته خودت تردیدی از گفتنش و حمایت کردنش نداری ،بکار بندد تا بلکن روحانی نماهایی تربیت سازد که در این قالب در جنبه ای از اسلام به خیال باطل خود انحرافی ایجا نماید به حقیقت مسجد ضراری است که شاید تخریبش به اسم حرمت شکنی یاد شود اما تطهیرش از روحانیت منحرف امری واجب و وظیفه ای مقدس است برای آنان که اهل تدبرند .

    آری … زمانی پدر من نیز لباس رزم بر تن کرد و به ندای خمینی لبیک گفت و از این مسجد عازم جبهه هایی گشت که عده ای از مدعیان امروزی ساعتی از آن را در خواب نیز رویت ننمودند،

    اما وای بر کسانی که به مرور زمان” یخرجونهم من نور الی الظلمات ” گردند ….

    علی جان امروز به راحتی مشاهده کن که کسانی که به محض رسیدن به اندک قدرتی به برکت نظام مقدس جمهوری اسلامی به دنبال فرستادن افکار امام به موزه های تاریخ و کشیدن مطلقیت از بطن ولایت فقیه بودند چگونه در حال دست و پا زدن از زباله دان موزه های تاریخ گشته اند و اندک عبرتی بگیر و من به این موضوع پیرامون تو و دوستانت امیدوارم.انشالله
    ” الله ولی الذین امنوا یخرجهم من الظلمات الی النور ”

    این نظام الهی به برکت هوشیاری و تیزبینی رهبری معظم آن به دنبال جذب حداکثری است اما عده ای به حقیقت به دنبال خود دفعی هستند که چاره ای جز دفعشان وجود نخواهد داشت .
    و د ر آخر خود بهتر می دانی که من نیز با به قول تو کردانیسم و مشاییسم مخالف جدی بوده ، هستم و خواهم بود و منکر وجود جانورانی در قالب اصولگرایی نیستم اما به مراتب برای آنها احساس خطر کمتری نسبت به مقاله نویسان روزنامه های ننگین زنجیره ای سالها قبل و تئورسین های اصلاحاتی که هر کدام برای خود هزاران مشاییسم بودند و هستند ، می کنم.
    گفتن این موضوع نیز در آخر الزامی است که همه مشکلاتی اقتصادی ، معیشتی و… مردم رو به مراتب بهتر از تو درک کردم و می کنم و هیچ گاه منکر این موضوعات نبوده و نیستم پس حرف های من رو به هیچ وجه خلط مبحث نکرده و نکن که خود بهتر می دانی که بحث و مباحث من بیان کننده واقعیاتی منفک از این موضوعات است که به جای خود پیرامون این نیز حرف گفتنی زیاد دارم.

    و العاقبه للمتقین
    یا علی

  11. در یکشنبه, بهمن ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۸ ب.ظ:

    علی جان سلام کاکو
    برای پست بالایی می نویسم اگه اشکالی نداره(اگه اشکالی داشت هم اشکالی نداره!)
    کاش وقتی شب هراسان و آشفته ازخواب بیدار می شم یه چیزی دوای درد من باشه یا وقتی خوابم نمی بره از دردی که نه کسی میتونه ببینتش نه بفهمتش نه درمونی داره!با هیچ چیز آروم نمیشه اگه تو چیزی داری ازمادریغ نکن!!فقط همین روخواستم بگم فکربدنکنیا؟زیرسرم بلند نشده!
    موفق باشی

نظرها یا ترک بک to چـند روز بعد از قُـبا

نوشتن نظر







Credits and stuff

© روزها | Powered by Tofale.ir. | Baahaar by Khashayar | Top