شنبه, آبان ۹م, ۱۳۸۸

مستراح

آزادی را که جمع می​کنند از دکه​های روزنامه​فروشی، آزادی که ممیزی می​خورد قبل از کتاب​شدن و فیلم​شدن، آزادی که آژان​ها، دوربین​ها، موش​هایِ گوش​دارِ دیوارها را مراعات می​کند وقتِ حرف و آه شدن، آزادی که لال می​شود و به کلام وُ کاغذ نمی​آید…، کاشی​های از رنگ​ و رو​ رفته​ی ِ توالت​های عمومی و پُشت صندلی​های پاره​ی اتوبوس و جدارِ کهنه​ی باجه​های تلفن، پُر می​شود از یادداشت​های صریحِ و ساده و خودمانی از عشق وُ حال وُ بی​حالی​ها وُ دردهای دل وُ ناله​نفرین​ها وُ آرزوها وُ کاش​ها وُ اگرها … .

و اگـر ایـن نبود یا تـصمیم مـی​گرفتیم کمی شـهروندانِ محتـرم​تری باشیـم، دق​مـرگ می​شدیم لابه​لای این همه بی رحمی​های ترافیک، دردِ دوری، نارفـیـق​های ناباب وُ تیترهایِ کیهان.

علی بحرانی | جامعه | ۹ نظر

بالا

سه شنبه, آبان ۵م, ۱۳۸۸

سیمِ خوبِ آخر

… گفتا سرِ چه داری / کز ته خبر نداری ؟

علی بحرانی | روزانه | ۳ نظر

بالا

جمعه, مهر ۲۴م, ۱۳۸۸

یادت بخیر، ماهور

چیزی را جا بُگذار باد . به وقتِ وزیدن که می بَری دور . چیزی را جا بُگذار .

از نارنجی ها ، سپیدی ها ، از صداها ، سکوت را ، جا بُگذار باد  . ستاره های پنجره را جا بُگذار  وقتی که رنگ رنگ می شوند از نور هزار رنگ ، خورشیدِ نقاشی ها را زرد ، جا بُگذار . وَ خانه را که به این کوچه وصل است وَ سقف را که به دیوارها وَ قاب عکس ِ روزهای خوب دور را وَ چراغ را روشن ، جا بُگذار باد . پاهایم را جا بُگذار . دستهایم را انگشت هایم را سویِ چشمهایم را ،  این گلِ به گیسویم را قشنگ ، جا بُگذار. باد … مادرم را وَ  بابا را ماهور را  انار را یار را  در من از من  ، جا بُگذار …

بادی که می وزی وُ می بری دور . باد …

سپیده » ماهور » دوم آذر ۸۶

علی بحرانی | دوستانه | ۹ نظر

بالا

جمعه, مهر ۱۷م, ۱۳۸۸

بالا رفتیم، دوغ بود

می دانی، این روزها، روزهای خبـرهای خوش نیست. روزهایی هم نیست که بی خبری، خوش خبری داشته باشد. وقتی هم با لبخند در جوابِ کسی که خبرِ تازه اَزمان می خواهد، می گوییم: … شکر خدا، می گوییم: سلامتی …، دروغ گفته ایم، عینهو سـگ دروغ گفته ایم. عـینِ رادیویی که از کاهش تورم، اشتغال زایی، طرح جامع مسکن، سـهامِ عدالت و آزادی موج مـی فرستد و تلویزیونی که مردمِ شاد و سرحال و خوشبخت توی خیابان هایش قدم بر می دارند.

علی بحرانی | جامعه | ۹ نظر

بالا

سه شنبه, مهر ۱۴م, ۱۳۸۸

شماره ی ۷۵۶

«تحلیل روز» آخرین کاغذ اخباری بود که دست و دلم می رفت از روی پیشخون کیوسک های مطبوعاتی برش دارم هر صبح ، وَ بخونم.
…  بعد از این دلتنگ میشم برای بوی خوب کاغذِ روزنامه، برای روزنامه ی خوب.

خبر:
» تحلیل روز لغو امتیاز شد.
» یک روزنامه پرمخاطب اصلاح طلب در شیراز توقیف شد.

علی بحرانی | جامعه, روزانه | ۵ نظر

بالا

یکشنبه, مهر ۱۲م, ۱۳۸۸

من از تو می مُردم

بگذار حرف ها نگفته بماند.

بگذار حرف هایِ نگفته،
بماند.

شاید … .

علی بحرانی | روزانه | ۵ نظر

بالا


Credits and stuff

© روزها | Powered by Tofale.ir. | Baahaar by Khashayar | Top